پست ثابت برای سال ۱۴۰۰

امیدم هست، باشد، سالِ پیشِ رویتان عالی

گُلِ احساستان شاد و، صفای سینه‌تان، پُرسو

هزار و چارصد خوبی، به‌دست آرید و هم، باشد
به همواره، تمامِ ماه‌های سالتان، نیکو

زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)

برشی از یک غزل

فشرده‌ای از غزلیات کتاب نوای احساس

کتاب نوای احساس (۳۴۰ غزل)

شاعر: زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)

ناشر: اصفهان، نشر کاشف.

با کلیک بر ادامه‌ی مطلب، می‌توانید فشرده‌ای از غزلیات کتاب نوای احساس را بخوانید.

ادامه نوشته

فشرده‌ای از غزلیات کتاب آوای احساس

کتاب آوای احساس، ۲۶۰ غزل،

شاعر: زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)

ناشر: اصفهان: نشر نقش نگین.

در ادامه‌ی مطلب گزیده‌ای از غزلیات کتاب مورد اشاره در موضوعات گوناگون به اشتراک گذاشته می‌شود.

ادامه نوشته

به احترام پدر

بودن در جمع را دوست داشت؛ 
عاشق طبیعت بود؛
 امّا، 
سیزده‌به‌در را، 
به احترامِ پدر، 
ترجیح داد در خانه بماند؛ 
از نای جان، 
سروادِ مهربانی بخواند؛
و دم نزند...
به احترام پدر؛ 
که بسیار بیمار بود؛ 
نمی‌توانست جایی برود؛ 
قدم بزند...

پدر بیمار بود و، کم توان بود
نمی‌رفت از درونِ خانه بیرون

چو آمد سیزده، او نیز بنشست
کنارِ بسترِ بابای دل‌خون

نرفت از خانه بیرون؛ چون‌که می‌خواست
کند همراهیِ بابای محزون

و دایم مِهرِ بی‌حدّ پدر را
بُد از، اعماقِ جانِ خویش مدیون

زلال و، پاک هست این‌گونه فرزند
دلش پُرحس‌تر از، احساسِ مجنون

صفایش بیشتر، از مِهر و ماه است
وفایش ناب‌تر، از جامِ گلگون

زهرا‌ حکیمی بافقی، ۱۴۰۰/۱/۱۳، بر اساس داستانکی واقعی.
🍃🌸🍃

منتظر

منتظر بودم بیاید، در تمامِ جمعه‌هایم

منتظر هستم کماکان، با دو چشمِ مانده در راه

گاهی اصلا خواب دیدم، آمده؛ وقتی گشودم

دیده را، دیدم که انگاری، شده، سهمِ دلم، آه
*
ماهِ رخسارش چو پنهان شد میانِ هاله‌ی آه

با تبِ آیاتِ دل، خواندم نمازی، تا دوباره

آید و، حسّ مرا درگیرِ رویایش نماید

چشمکِ زیبای خود، بر دل زند، چونان ستاره
*
از ستاره، تا طلوعِ آفتابِ زندگانی

می‌تراود، مهرِ نابش، در سراپای زمانه

از پگاهان، تا دلِ شب‌های محوِ انتظارش

می‌شکوفد، نرگسینِ سینه‌‌هامان، پربهانه
*
کاشکی، آید؛ بگیرد، خستگی را از نهان و

با طلوعِ مهرِ خود سازد منوّر، این جهان را

از دلِ دنیا بگیرد، التهابِ زخم‌ها وُ

بسترِ عدلِ عظیمِ خود کند، پهنای دنیا

زهرا حکیمی بافقی، کتاب: ترنّم احساس ، ص ۱۴۲.

🙏 اللهم عجل لولیک الفرج🙏

دریای مهر

✍ به آقای مهربان:

ماهیِ دریای مهرت هستم ای ماهِ نهان
بازگیر از رخ دگر پرده؛ منوّر کن جهان

هر ستاره، می‌زند چشمک به مهرِ دیدنت
کی شود، مهرت بتابد، در کرانِ آسمان

چشمه‌ی دل می‌زند، پیوسته دل، در، عشقِ تو
می‌تپد؛ آری! به عشقت، ناکجای شورِ جان

دیده در ره دارد احساسِ زلالِ زندگی
از برای دیدنِ رخسارِ ماهِ پاکتان

آرزوی سینه‌های منتظر را بشنوید
بازگردید آخر ای آقای خوب و، مهربان

زهرا حکیمی بافقی، کتاب ترنّم احساس، ص ۱۳۷.
🙏اللهم عجل لولیک الفرج🙏

دل‌واژه‌های انتظار

🍃🌼🍃

فشرده‌ای از اشعار انتظارِ وبلاگ‌:

* آدینه‌ی انتظار *

شاعر:

زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)

در لینک‌های‌ زیر:


http://adinevaentezar.blogfa.com/category/26/اشعار-کوتاه-انتظار

🍃🌼🍃


http://adinevaentezar.blogfa.com/category/5/دل-نوشته-های-آدینه-ی-انتظار

🍃🌼🍃


http://adinevaentezar.blogfa.com/category/27/غزلیات-انتظار


🍃🌼🍃

http://adinevaentezar.blogfa.com/tag/کتاب-ترنّم-احساس


🍃🌼🍃

http://adinevaentezar.blogfa.com/tag/کتاب-آوای-احساس​​​​​​

​​​​​​

🙏 اللهم عجل لولیک الفرج 🙏

ثانیه‌های دلم

…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…

تیک تاکِ ثانیه‌های دلم،
در ضربانِ پیوسته‌ی احساس،

چه سرخ می‌تپند:

نوگلِ شادابِ رسیدن را!
زهرا حکیمی بافقی، دل‌نگاشته‌ی ۵۱۶، کتاب گل‌های سپید دشت احساس، ص۱۳۲.

…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…

صدای نوبهار

🍃🌸🍃

صدای سبز نوبهار

پیچیده در سرای هستی

و با سرمستی

می‌برد احساسِ جان را

تا دشتستان‌های خاطره

تا کشتزارانِ عاطفه

تا سبزه‌زاران

جوکناران

رودباران

تا چترِ قشنگِ باران

و تا سبزینگیِ رویا

با زلالی‌ای آبی

جنسِ دریا

زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)

🍃🌸🍃

زادروز زرتشت

به نام پروردگار رویش و، زایش
که احسانش می‌دهد بر رزق، افزایش

خداوندِ بی‌بدیلِ چرخه‌ی هستی
و دادارِ مهربانِ مهر و سرمستی

خداوندِ آفرینش‌ها وُ زیبایی
که برده‌ست احساسِ جان، تا مرزِ رویایی

زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)

روز ششم از ماه فروردین گاهشماری ایرانی، زادروز زرتشت است.

در این روز به باور جدید زرتشتیان ایران، پیامبر ایرانی، دیده به هستی گشود.

در همین‌روز و با همین‌انگیزه و نیز پی‌آمدهای سرنوشت‌ساز دیگری که در تاریخ گذشته‌ی ایرانیان رخ داده، زرتشت در سن سی‌سالگی به پیامبری برگزیده شده‌است.

برخی از زرتشتیان این روز را جشن می‌گیرند و گرامی می‌دارند. آنان در این روز به نیایشگاه‌های محل سکونت خود می‌روند و با تهیه‌ی آش رشته؛ سیرک؛ خوراکی‌های سنتی و اجرای مراسم آفرینگان و جشن‌خوانی خورداد و فروردین‌ماه را در هر سال گرامی می‌دارند.

همچنین زرتشتیان، زاده شدن فرزندان؛ چه پسر و چه دختر را گرامی می‌دارند.

در گذشته، هنگامی که کودکی از مادر متولّد می‌گردید، پدر او، در همان سال، به یاد فرزندش، نهالی را از درختی همیشه سبز؛ مانند: سرو، مورد یا کاج، در جایی مناسب می‌کاشت و برای رشد و سرسبزی این درخت نیز مانند فرزندش کوشش می‌نمود. 

از رسوم ایرانیان باستان در روزگار گذشته، برگزاری زادروز برای خود و فرزندان بوده‌است و این جشن مربوط به طبقه‌ی خاصی نبوده؛ بلکه بی‌نیاز و نیازمند آن را برپا می‌داشتند.

برداشت از ویکی‌پدیا با تلخیص و ویرایش.

منابع ذیل مطلب:
_
ج. پ آسموسن، اصول و عقاید و اعتقادات دیانت زرتشتی، دیانت زرتشتی، ترجمه فریدون وهمن، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، بی‌تا.
_
هنریک ساموئل نینبرگ، دینهای ایران باستان، ترجمه سیف الدین نجم آبادی، تهران، ۱۳۵۹.
🍃🌸🍃